X
تبلیغات
کد لحظه شمار غیبت امام زمان برای وبلاگهای مهدویت
ღ❤ღ عشق من مهدی زهراستღ❤ღ

ღ❤ღ عشق من مهدی زهراستღ❤ღ

ز فراق رویت ای گل شده ایم نغمه خوانت...............


دوستای عزیزم احوالات خوبه؟؟؟؟  به علت مشکلی که در وبلاگم پیش اومد  یه سری از لینکام حذف شد لذا از دوستانی که لینکشون از وبلاگم حذف شده درخواست میشود در صورت تمایل آدرس وبشونو برام بزارن تا مجددا در لیست ثبتش کنم.......التماس دعا

با تشکر:مدیریت وبلاگ

 و ی چی دیگه جهت اطلاع بازدید کنندگان محترم...

دوستای گلم بیشتر مطالب وبم دلنوشته های خودمه...قلبا راضی نیستم دلنوشته هامو  کپی کنین...یا در هر صورت اگه مطالب وبمو کپی کردین منبعشو لطفا عنوان کنین...باتشکر

التماس دعای فرج

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

  

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دغدغه مـــن اینــــــ نیستـــــ  کهـــــــــ

روزانهــــــــــ

ماهانهـــــــــــ

وبلاگمـــــــ چهــــ تعــــداد بازدید کنندهــــــــ داشتهـــــــ باشـــــد

ذغدغهـــــ منــــ این استـــــ کهـــــــــ

آیـــــــــا مولا جان..............

سالانهـــــــــــ یکبار بــهـــــــــــــــــ وبلاگمـــــــــــ می آیی؟؟؟؟؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهدی جان...

 

اگر روزي رسد دستم به دامانت... كنم جان را به قربانت
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 16:29 توسط بیقرار

دوستای عزیز سلام...راستش تصمیم نداشتم حالا حالاها پست جدید بزارم ولی ی صحنه زیبا رو تو تلویزیون و مسایقه فوتبال دیدم برام خیییییلی جالب و خوشحال کننده بود

یکی از بازیکنا وقتی گل زد پیرهنشو در آورد یعنی ی کارت زرد رودرعین بی خیالی ب جون خرید ...اعتراض هم تیمی هاشو مربیشو ب جون خرید...بخاطر چی؟؟اگه گفتین؟!

عشق مهدی زهرا میخواست ب هر قیمتی هم شده عشقشو ب مولامون نشون بده به چندین میلیون نفر ک داشتن مسابقه فوتبال رو میدیدن چه تو ورزشگاه چه از گیرنده

 بله رو پیرهنش نوشته شده بود یا صاحب الزمان

کف کرده بودم بخدا....خیییییلی از حرکتش خوشم اومد

واقعا چی میشد عشق همه جوونای ایرانی مهدی زهرا باشه...

چی میشد عوض موهای سیخ سیخیشون..لباسهای مارک دارشون....چندین دوسدخترشون...قیافه ی.......دلشون قرص باشه به عشق اهل بیت و مهدی زهرا!!!!اونوقت بقول دوستی 1170سال زمان زیادی بود برا نیومدنش...نه؟؟؟

باور کن از عشق سلنا و براد و کیدمن و خیلی خاکی های دیگه نمیشه بجایی رسید دوست من ی شب فقط ی شب به عشق مولامون به مهدی زهرا اعتماد کن زندگیتو میسازه...آسمونیت میکنه...مثال همون آقا رضا ک سی سال تموم گناه کرده بود ی شب فقط ی شب تو عمرش به توصیه دختر خانمی به زهرا(س)اعتماد کرد و کربلایی شد در عرض دو ماه....حاجی شد در عرض ی سال ...وقتی هم خواست ازدواج کنه...فاطمه(س)قبلا سفارششو کرده بود...خلاصه کسی شده بود واسه خودش...بقول حاج آقا دانشمند جوون اگه اعتماد کنی به اهل بیت...بخدا دنیاتون میده...آخرتتون میده

بخوای آسمونی بشی انتخاب با خود توست دوست عزیز....

نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 13:14 توسط بیقرار|

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت:"اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن!"فرعون یک روز از او فرصت گرفت...

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی در خوابگاهش را به صدا در اورد فرعون پرسید کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد و گفت:"خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست!"سپس وردی بر خوشه انگور خواند وخوشه انگور طلا شد.بعد خطاب به فرعون گفت:"من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آن وقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی میکنی؟؟

پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون پرسید:چرا انسان را سجده نکردی تا ازدرگاه خدا رانده نشوی؟

شیطان پاسخ داد"زیرا میدانستم از نسل او همانند تو احمق هایی به وجود میآید!!

همون..........هستی ک شیطان به وجودت میباله؟؟؟؟؟؟؟؟یا بنده ای هستی ک خدا اشرف مخلوقات خوانده؟؟؟...ک جانشینشی رو زمین؟؟؟؟؟

کدومشی دوست عزیز؟؟؟؟

نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 22:18 توسط بیقرار|

برگرفته از سری کتابهای تو تویی!...من منم!

 روزی با چشمان بارانی ام به خدا شکایت کردم که چرا من پیشرفت نمیکنم؟!چرا هیچ تغییری در زندگیم من نمیدهی مگه خودت نگفتی از تو حرکت از من برکت پس کو برکتت خداااا؟؟؟؟؟پس کو مزد عبادت و کارو بندگی ام خدا؟؟؟؟دیگر امیدی ندارم میخواهم خودکشی کنم!ناگهان خدا جوابم را داد و گفت:آیا درخت بامبو و سرخس را دیده ای؟گفتم:بله دیده ام

خدا گفت:موقعی که درخت بامبو  وسرخس را آفریدم به خوبی از آنها مراقبت نمودم...خیلی زود سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را گرفت امام بامبو رشد نکرد...من از او قطع امید نکردم در دومین سال سرخس بیشتر رشد کرد اما از رشد بامبو خبری نبود.

در سال سوم و چهارم باز هم بامبو رشد نکرد

در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد...و در عرض شش ماه ارتفاعش از سرخس بالاتر رفت

آری در این مدت بامبو داشت ریشه هایش را قوی میکرد!

آیا میدانی در تمام این سالها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت را محکم میساختی و میسازی؟؟؟زمان تو نیز فرا خواهد رسید و تو هم پیشرفت خواهی کرد ناامید نشو!!

اگر به خدا اعتماد داشته باشی مشکلات زندگی نمیتونه از پا درت بیاره دوست عزیز...بیایید به حکمتش دل بدیمو بهش اعتماد کنیم 

نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 16:22 توسط بیقرار|

چن وقت پیش ی مطلبی رو تو کتاب  خوندم ک که از دوستم امانت گرفته بودم خیلی ذهنمو بخودش مشغول کرده بود دوسداشتم بزارم تو وبلاگم تا شمام استفاده بکنید


سوار تاکسی بین شهری شدم مسیر قم-تهران.اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم...از بابت پول هم نگران نبودم...وسطهای راه ک بیابان بود دست کردم توی جیب راست شلوارم که کرایه راننده رو بدم...نبود...جیب چپ ...نبود...جیب پیرهنم...نبود!گفتم حتما توی کیفمه....اما خبری از پول نبود که نبود!به راننده گفتم اگه کسی رو سوار کردی وبعد طی یک مسیر گفت که پول همراهم نیست چه میکنی؟؟؟گفت به قیافه اش نگاه میکنم!
گفتم:الان فرض کن من همون باشم که این اتفاق براش افتاده....
یکدفعه از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت و گفت:به قیافه ات نمی آید که آدم بدی باشی میرسونمت..


حالا خداجونم!من مسیر زندگیم رو باتو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم اما الان هرچی در زندگیم میگردم هیبچ توشه ای ندارم...خالی خالی فقط یک آه و افسوس که مفت مفت عمرم از دستم رفت...
حالا منو میرسونی؟یا وسط بیابون سردر گم رهام میکنی؟؟؟؟

دلم فقط به امید لقای تو زنده است.گوشه چشمی به دل بی کس من کن.ای خداوند مهربان

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در شنبه دوم فروردین 1393ساعت 12:55 توسط بیقرار|

سلام دوستای گلم خوبین؟؟؟خوشین؟؟؟ چخبرا؟؟؟؟چخبر از عید و خرید و شادی؟؟؟؟؟والبته چخبر از دلای پاکتون و ایام فاطمیه ک با نوروز امسالمون توام شده؟؟؟؟میدونم که همتون میدونین فاطمیه خیلی خیلی مهمتر از جشن  عید نوروزه حالا ک ایام شهادت جده سادات و نوروز باهم افتاده بیاین نشون بدیم بیاین ثابت کنیم ما ک جونمون میره واسه اهل بیت بی خیال دل غمگین آقا وسرورمون نشدیم و نمیشیم ...حرمت فاطمیه رو سر سفره هفت سین نگهداریم

امیدوارم صدا و سیما به حرمت قلب داغدارحضرت حجت (عج) هم ک شده موسیقی مخصوص لحظه تحویل سال و نذاره

یادمان باشد ک لحظه تحویل سال... اصن نوروز امسال قلب مهدی زهرا غصه داره ...آقاجان اینجا آزمایش سختی بپا شده دعامون کن سربلند از این امتحان الهی بیرون بیایم

آقاجان اول امسالمان را به حرمت چادری خاکی....

پهلویی شکسته...

دری سوخته...

و احترام شما ک امام زمانمان هستید با اندوه شروع میکنیم باشد ک

 به حرمت چادری خاکی...

پهاویی شکسته...

دری سوخته

 و احترام مادرتان ظهور کنید

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 22:58 توسط بیقرار|

عاشق امام زمان بود... همیشه تلاشش بعد اون اتفاقا این بود که خداشو دل امام زمانشو نرنجونه محیط خونشون با اینکه مذهبی و سالم بود ولی از خلا عاطفی رنج میبرد دلش میخواست یکی حمایتش کنه....بالاخره بعد از کلی گشتن یه کار پیدا کرده بود تا یجوری سرش گرم شه...کارش مربوط بود به ی مغازه ی تابلو نویسی صاحب مغازه پسری 26ساله بود خیلی محجوب به نظر میرسید و از این جهت دخترک خاطرش جم بود......بعد توافقشان قرار بود از فردا بره سر کار خیلی خوشحال بود....صب که شد آماده شد که بره مغازه ولی با مخالفت پدرش روبرو شد خصوصا بعد اینکه فهمید صاحب مغازه مردی جوونه مخالفتش شدید تر شد...ناچارا با صاحب مغازه تماس گرفت و گفت که پدرش با کارکردنش موافقت نکرده و عذر خواهی کرد و گفت ک منتظرش نباشن... بعد ازتماسشون علی رغم میل دختر رابطه عاطفی شدیدی بینشون بوجود آمده بود

 دختر از این رابطه که هرچند در حد تلفن و پیامک بودخیلی اذیت میشد ....نمیخواست دل آقارو برنجونه...هیچوقت فک نمیکرد همچین رابطه ای داشته باشه...دوسداشت فراموشش کنه... ولی نمیتونست شاید بخاطر اینکه شدیدا در خود احساس نیاز به محبت میکرد محبتی که تابحال تجربش نکرده بود محبتی ک خونوادش هیچوقت براش نکرده بودن... و اون پسره تونسته بود این خلا رو در دختر پر کنه... خیلی احساس گناه میکرد از خودشش بدش میومد ولی هر کاری میکرد نمیتونست بی خیال این رابطه بشه...از خدا کمک میخواست..نماز شب میخوند شبا بخاطر گناهی که داره میکنه با خدا حرف میزد و گریه میکرد ..از امام منتظرش کمک میخواست و بخاطر سیلی که داره بهش میزنه گریه و استغفار میکرد... روزها به همین منوال گذشت تااینکه ی شب دخترک خواب عجیبی دید

خواب دید ظهور امام زمانه...همه جا جشنه همه دارن میرن ملاقات آقا ولی این نمیدونه آقاش کجاست.... هر چی میگرده آقا رو پیدا نمیکنه از هرکی جلوش میادسراغ آقارو میگیره...تا اینکه یکی میگه آقا جلوتر از همه داره میره.............. با عجله و دسپاچگی هرجوری شده خودشو به آقا میرسونه ولی آقا نبود یه خانم تنها بود یا جادر مشکی خاکی یه خانم بلند قد خیلی شکسته بنظر میرسد دست به پهلو داشت آروم میرفت....از راه رفتنش مشخص  بود خیلی رنج کشیده از آدمایی که اطرافش بودند نام نشانی خانمو میپرسه..

صدایی میگه ایشون فاطمه الزهرا(س) دختر رسول اکرم(ص) هستن دارن میرن استقبال حجت بن الحسن (عج)....هر چی صداش میکنه جوابشو نمیده...هر چی سعی میکنه تا با خانم حرف بزنه روشو از دخترک بر میگردونه....خیلی سعی کرد ولی هر بار خانم روشو از دختر بر میگردوند و جوابشو نمیداد....انگار خیلی از دست دختره دلخور بود.... دختر گریه میکنه وبا صدای گریه اش از خواب پامیشه...

دیگه جواب تلفناشو نمیداد...انگار همون دختر نبود...یه تلنگر عجیبی بهش خورده بود...فقط توفیقی بود ک خدا بهش داده بودو فقط خداروشکر میکردو میکنه...دیگه به محبت فک نمیکرد احساس نیاز هم نمیکرد...تنها هدف زندگیش شده بود رضایت خدا وبدست اوردن دل خانم....

دوستای گلم این اتفاق برای یکی از نزدیکان من افتاده بود برای خودم خیلی تاثیر گذار بود و زیبا ... دوسداشتم شما هم بخونیدش...  متنشو خودم نوشتم اگه جمله بندیش  ایرادی داشت(که صد در صد داره) بزارین بپای اینکه رشتم مدیریت بوده زیاد تو ادبیات و داستان نویسی مهارت ندارم...

دوستای جونی... التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 22:13 توسط بیقرار|

فقط هنگام نماز چادر می پوشند انگار تنها خدا نامحرم است!!!

 من چادرم را...حجابم را دوسدارم.....میدونی چرا؟؟؟

چون وصیت و سفارش مادرم زهراست چون جذبه ی یک دختر یک خانم به پوششه .... به وقارشه... به عفیف بودنشه....

نه آرایش آنچنانی ....

نه دلبری تو پیاده رو و تو پارک و توخیابون....

نه عرضه کردن خود!!!!نه صدا نازک کردن برا......نه نازو عشوه اومدن برا جوون مردم!!!!....

فداتشم نازو عشوه میای که چی بشه آخه؟؟ها؟؟؟؟

 چادر من... حجب و حیای من... نشانه مادرم زهراست پس به هیچ قیمتی سر چادرم معامله نمیکنم....

سرم بره چادرم نمیره میدونی چرا؟؟؟

چون آقایم امام منتظرم اینجوری دلش ازم راضیه دلش از من خشنوده...

دلم خوشه به  اینکه حدااقل  به چادرم به حجابم ارزش قائلمو پیشش روسفیدم ...

بقول حاج آقا قرائتی دختر خانم کسی که میخواد تورو به همسریش دربیاره خیلی کارا باید برات بکنه... نازتو بخره برات خونه تهیه کنه...ماشین بندازه زیر پات...هی بره وبیاد.... 

چرا خودتو انقد ارزون میفروشی؟؟؟؟چرا خودتو تو خیابون و تو پیاده رو حراج میکنی؟؟؟؟بهتون برنخوره این حرف من نیست...حرف حاج آقا قرائتیه اگه بهت برخورده برو سراغ حاج آقا قرائتی!!!!خووووووووب بلده قانعت کنه!!!!

 جان ابا عبدالله رو زخم آقا دیگه نمک نپاش دختر خانم!!!!!!

هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا (ص) مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.(حضرت فاطمه «س»)

خدایا هرچند وقت یک بارنهـــــــــــــ همیشه و در همهــــــــ جا به ما یاداوری کن
محرم نامحرمـــــــــــــــ است
چه در دنیایــــــــــــــــ حقیقی
وچه در دنیای مجازیـــــــــــ
یادمان بیانداز فاطمه (س) از نامحرم رو می پوشاند

دوستان مراقب باشین براکی کامنت میذارین....هر کامنتی رو نباید جواب داد!!!!!

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 19:14 توسط بیقرار|

حضرت امام حسن مجتبی (ع) در عالم خواب یا مکاشفه به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی فرمودند :
«در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید .توبه کنند و درباره ی تعجیل ظهور حضرت دعا کنید .
دعا برای آمدن آن حضرت مانند نماز میت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن عده ای از دیگران ساقط شود ؛بلکه مانند نمازهای پنج گانه است برهر مرد و زن بالغ واجب است برای ظهور امام زمان غایب دعا کنند.»
برگرفته از مکیال المکارم آشتی با امام عصر ص91
*******************************************
امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود:
آقاجان! قربانتان بشوم, چرا
با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما
دعای سلامتی من را می خوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ....
شما باید دعای(الهی عظم البلا) را زیاد بخوانید
امام زمان و سید بن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه
480

*******************************************
به اطلاع میرساند طی توهین بی سابقه که به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام صورت گرفته است زمانی که اسم مقدس این امام معصوم را با نام هادی نقی و امام نقی در جست و جوگر گوگل سرچ میکنیم همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر میشود..

توجه داشته باشید دوستانی که وب دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب های نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی(ع)
emam naghi در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود..

شایان به ذکر است شما می توانید با ورود به وب ya-20.blogfa.com از تعدادی پوستر امام نقی علیه السلام برای استفاده در وبتان بهرمند شوید..
این مطلب را گسترش دهید...!

توجه:بچه شیعه ها توروخدا بیایید کمک
.

لطفا
وبا هر توانی که داری این مطلب رو منتشر کنید

ܓ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 17:49 توسط بیقرار|

روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند
و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند
باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید:
شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت
می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید:
شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت:
اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.
مردمی که دعاهایشان مستجاب شده
باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند:

خدایا شکرت...

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 14:24 توسط بیقرار|

خداجوووووووووووووووونم هزاران مرتبه شکرت...

هرکی این پستو میخونه لطفا جواب بذاره...

ی سوال!!!!!

 این سوالو تو ی برنامه رادیویی عنوان کرده بودند خیلی برام جالب بود

دوسدارم همه بازدید کننده های وبم به این سوال جواب بدن

اگه بهتون میگفتن فردا ظهور امام زمانمونه

شما به عنوان مدیر مسئول یه روزنامه تیتر اول روزنامه صبح فردا رو چی مینوشتی؟؟؟؟

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 17:50 توسط بیقرار|

خبرگزاری فارس: پیاده‌شدن از ماشین عروس و نمازخواندن در پیاده‌رو + عکس

وقتي كسي كه خيلي خيلي برات عزيزه بهت تلفن ميزنه بهش ميگي الان حالتو

ندارم بزار بعداً ، ميگي حوصلتو ندارم .. ميگي کار دارم برو .... بي ادبي نيست؟يا كه

همونجا هر كاري داري تعطيلش ميكني تا با عزيزت صحبت كني ...دور و برت رو

خلوت ميكني تا بتوني راحت باهاش دردو دل كني ؟چطور ميشه نماز اول وقت كه

تماس فوري خداجون با ماست رو ميخوايم بعداً جواب بديم ؟


كي دوست داشتني تر از خدا ...چه تماسي اورژانسي تر از نماز ؟

به قول بزرگي ... رسم عاشقي تأخير نيست !

 

بر اساس روایات اسلامی هر قدر که نماز اول وقت به تأخیر بیفتد، از فضیلت آن کاسته می‌شود.

درست است که اگر نمازگزار، نماز خود را در آخر وقت هم بخواند انجام وظیفه کرده است، اما از آنجا که کار، مربوط به پروردگار و بر کارهای دیگر مقدم است، چنانچه آن را بدون عذر به عقب بیندازد، مسئول است و باید پاسخگو باشد.

به نظرت كار داشتن و حوصله نداشتن و وقت نداشتن و.... بهانه مناسبيه براي نماز

اول وقت نخوندن و به تأخير انداختن تماس خداجون ؟؟؟؟؟

ܓ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 22:30 توسط بیقرار|

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

نهم ربیع الاول

آقاجان ...

آمدنت را

به بال کدام فرشته

سنجاق کرده‌ای؟

باید هزار و سیصد و چند پاییز

بهار شود ؟

تا آمدنت را به جشن بنشینم

کجایی تو ؟؟!

کجایی ؟!

اگر چه انتظار چیز تازه‌ای نیست

به انتظارت نشسته‌ام

در خیالی به وسعت رویا

  

*****************************

مهدیا...

عشق من...

گفته بودم گربیایی مقدمت را گل فشانم

گل چی قابل مهربانم چشمهایم فرش راهت

 

*****************************

 

هزار و صد و هفتاد و یک سال است که مهدی(عج) “امام” شده است،

و منتظر است که منتظرانش “به خود بیایند” تا او بیاید…

مولای من!
عشقم تقدیم وجود مبارکت عزیز من!
لطفی بکن دوباره ببار از شهابها . . . . . . . . . . . . . . پایان بده به سیطره اضطراب ها...
در دفترم به یاد تو نرگس کشیده ام . . . . . . . . . . . . . . نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بیا
خبر رسید که تو با بهار می آیی . . . . . . . . . . . . . . در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد


دوستای گلم....عیدتون مبارک و التماس دعای شدید و ویژه دارم!!!!!فدای همتون

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در جمعه بیستم دی 1392ساعت 18:16 توسط بیقرار|

حلول ماه ربیع مبارک آقا.....

حلول ماه ربيع الاول مبارك باد

 امشب به عشاق حسین زهرا دهد مزد عزا


یک عده را درمان دهد یک عده بخشش درجزا


یک عده را مشهد برد یک عده را دیدار حج


باشد که مزد ما شود
تعجیل در امر فرج

دوستای عزیز خودم حلول ماه ربیع تبریــــــک!!!!این ماه تبریک در تبریکه هااااا!!!

پس بخندین وشاد باشین ک ماه شادی کنونه!!!!!!!!!!!!!!!! مشکلاتو بندازین تو صندوق خدا...

خودش کارارو راسـّوریس میکنه فداتون شم... بخند دوست عزیزم...ک ی جشن مفصل داریم ی چن روز دیگه.مبارک باداااااااااا

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 22:41 توسط بیقرار|

به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.

اس ام اس رحلت حضرت محمد (ص) - www.RadsMs.com

یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.

*****************************

هر مرد راست محرم دل همسرش، ولى

غربت ببین که همسر او گشته قاتلش

*****************************
  رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت

حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد...

*****************************

فقط اینو بگم قرار بود همین روزارو تو حرم آقا علی بن موسی الرضا باشم و ی دل سیر از نزدیک تو صحن انقلابش زیر ایوون طلا  با آقا حرف بزنم اما دعوت نشدم....

خیلی سخته دوستان خیلی سخته یه همچین قولی رو به دلت بدی که اربعینو... روزای آخر صفرو... دو هفته تموم تو مشهد...حرم ...سقاخونه... زیر ایوون طلا باشی برنامه ریزی کنی براش...  ولی آقا نطلبت...نمیدونم دلمو چجوری آروم کنم دوستان.

از این همه انزوا مردد شده ام

دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام

امروز دلم حال کبوتر دارد

انگار که بی قرار مشهد شده ام

دوستان توروخدا برام دعا کنید...خیلی دلم هوای حرمو کرده ولی کیلومترها ازش فاصله دارمخوش بحال اونایی که مجاور آقا هستن...خوش بحالشون...... 

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1392ساعت 20:24 توسط بیقرار|

شده تا حالا بخاطر خدا ....

بخاطر قلب نازنین امام زمانت...

از خیلی چیزا بگذری؟؟؟؟

از یه نگاه حرام....

از یه کلیک حرام!!!!....

از بازدید یه سایت نامشرع...

یا از نشستن پای ی فیلم مبتذل...

یا از رفتن به مهمونی هایی آنچنانی که جوونا........

چقد سعی کردی دل آقا رو بدست بیاری؟؟؟؟

چقد سعی کردی نمازتو اول وقت بخونی؟؟؟

چقد سعی کردی دست ی نیازمندی رو بگیری؟؟؟

تا حالا شده برای بدست آوردن ی دل شکسته قدمی برداری؟؟

واقعا وب درس کردی که آقا رو راضی کنی وبهش بگی که غریب نیستی آقا...

اینجا حداقل من خدابسر شاهده

فقط...

فقط...

و...

فقط...

برای تو مینویسم گل یاس فاطمه...

یا نه؟؟؟

وب درس کردی که

سرگرم شی؟؟؟

وقتتو بگذرونی؟؟

و یا دهن به دهن اینو اون بذاری؟؟

چقد سعی کردی صبح جمعه ای بیدار شی و دعای عهد و با خودت زمزمه کنی و برای غریبی و تنهایی آقا گریه

کنی؟؟؟....

بقولی بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟؟؟؟

*****************************

فقط یادمون باشه ادعای خالی رو ازمون قبول نمیکنن باید نشون بدیم با اعمال پاکمون

نه اینکه هر کاری دلمون بخواد بکنیم...کاکولاتو بزاری بیرونو......عکستو بزاری فیسبوک که بقیه برات غش کنن

هر مزخرفی ک دوسداری نثار بقیه کنی...با جنس مخالف بگردیو ب زعم خودت عشق و صفا

کنی....آخر هفته بری پارتیو....مشروبتو سروقت بخوریو.... موبایلتو پر از عکس ها و فیلمها وپیامهای مبتذل کنی... با

هرکی دوست داری بگردیو....و در آخر بگی روشن فکرم و دلم پاکه!!!!!!!!!!!!!

نه فداتشم...نمیشه....نمیشه...بخدا اینا قلب آقا رو میرنجونه...والله میرنجونه...بالله میرنجونه....

 

فقط ...خبر از دل پر درد گل یاس فاطمه داری که این چنین میکنی؟؟؟

*****************************

خدایا برسان مهدی فاطمه را......دنیایت بدجوری طعم قهوه تلخ را میدهد.....

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 20:29 توسط بیقرار|

 

چهل شب است فقط گریه کرده ام بی تو

چهل شب است برادر که مانده ام بی تو

ز بعدِ صحنۀ گودال و بی تو گشتنِ من

بدون محرم و یاور شکسته ام بی تو

دلم شکسته ز داغت ولی پیام تو را

به کل عالم هستی رسانده ام بی تو

به هر کجا که سرت رفت من هم آمده ام

گمان مکن که من از پا نشسته ام بی تو

شبیه فاطمه گشته کبودیِ بدنم

شبیه مادر مظلومه گشته ام بی تو

حکایتِ تن بی سر و حلقه انگشتر

برای کل جهان روضه خوانده ام بی تو

 9

آسانتـــرین کار در زبان اسـت آب خوردن

گاهــــی فراتر از زبان اســت آب خوردن

بایـد فقط عبــاس باشـــی تــا بفهمـــی

مشکل ترین کار جهان است آب خوردن


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دستانش را در آب فرو کرد ، چه قدر خنک ، چه دل رباست این آب

اما حسین و فرزندانش تشنه اند .

سقا دست به آب برد اما نه برای نوشیدن، آری ، چون تا سوار آب ننوشد اسب او نیز آب نمیخورد

،بنوش ای اسب تو مرکب خوبی برای عباس بوده ای ، اما عباس هرگز نخواهد نوشید ،

اگر تو نبودی دستش هم به خنکای آب ، خنک نمی شد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

صبر ! آری صبررا تا به حال چشیده ای؟؟؟، می گویند تلخ است ، تلخ ... عباس مامور به صبر بود

و چه زیبا صبرنمود ... کودک بود که قصه چادر خاکی فاطمه را برایش گفتند ،

خواست بجوشد!!!!!!!!گفتند صبر کن تا کربلا ،نوجوان بود که فرق

شکافته علی را دید خواست بگرید گفتند صبر کن تا کربلا ،تازه جوانی بود که

بدن برادرش حسن را تیر باران کردند خواست ببارد گفتند صبر کن تا کربلا

و اینک این سرزمین موعود کربلاست اما از بد عهدی ایام او باید باز هم در

دفاع از خیام صبر کند ، تا او ایستاده است دشمن نیز در جای خود خواهد ایستاد

دلش برای ادب کردن دشمن به تنگ آمده اما چه می شود کرد مولایش حسین فرموده:

و عباس مطیع خدا و رسول و مولاست

....

صدای حرکت دشمن از پشت نخل ها افکارش را به هم ریخت ، پس از سالها صبر کردن

امروز وقت آن است که عباس برای سیراب کردن فرزندان حسین ،بجوشد ، بگرید و ببارد...

سقا جوشید و گریید و بارید اما تقدیر چیز دیگری بود ، صبر ، باز هم صبر ، آن هم کنار دریا

تا روز موعود

وسقای ادب چه زیبا ادب نمود گفته فاطمه را ، وقتی فرمودند :

ولدی عباس ...سقا به احترام مادر برای اولین بار

حسین را برادر صدا زد ...یا اخا أدرک أخا...

"""و اکنون اربعین این مصیبت را با عمه سادات و امام منتظرمان به سوگ مینشینیم"""

...

امام صادق(ع):

آسمان چهل روز در عزای حسین(ع) گریست

...

خداوندا در فرج موعودت به حق عمویشان عباس تعجیل فرما"آمیییییین"

 

و تو...ک دم از عشق آقا میزنی و میگی کاش من در کربلا بودم و حسین را یاری میکردم....امام حاضرت رو تنها نذار.....باهاش حرف بزن....امام حاضرمون بقول حاج آقا دانشمند غریبتر و تنهاتر از سیدالشهداست ....

پس برخیز و حرکت کن و بدان فرزند حسین علیه السلام در افق طلائی این عصر

منتظر انتخاب من و تو است.

اکنون گاه یاری اوست!

*****************************

خدایا در این دوره بد که بازار یوسف فروشی شدیدا گرفته

به قلب رئوف امام منتظرم قسم که دریای داغ است...مرا دائم العشتیاقش بگردان"معصومه"

...

اربعین حسینی تسلیت باد

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1392ساعت 16:24 توسط بیقرار|

"این پستم با بقیه پستام متفاوته

یجورایی با وبم همخوانی نداره!!!!!!!!!!!!"

دوسداشتی برو ادامه مطلب

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 15:52 توسط بیقرار|

سلام دوستان خوبین ؟راسش خیلی به دعاتون احتیاج دارم خودم و خونوادم دچار یه مشکلی شدیم که فقط با دعا رفع میشه

عاجزانه ازتون درخواست میکنم تو نمازهاتون وقتی چشاتون سر نماز بارونی شد وقتی برای آقامون گریه میکنین برای رفع مشکل حقیر و خونواده عزیز منم دعا کنید....فعلا تا اوضام خوب نشه پست نمیزنم...یاعلی

یاامام زمان کمکمون کن

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392ساعت 13:19 توسط بیقرار|

رمضان وغیر رمضان نداره!!!

همیشه اینجوری بودیم...

دویدیم و دویدیم برای رسیدن به هر کسو نا کسی هر چیزو ناچیزی

دریغ از یک قدم برای ظهور...

خدایا تورو به ذاتت قسم کمکم کن من وهمه دوستای جونیم جزء شون نباشیم"آمین"

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت 17:47 توسط بیقرار|


آخرين مطالب
» جانم فدایت یا صاحب الزمان
» ღ❤ღ عشق من مهدی زهراستღ❤ღ
» بندگی خدا یا شیطان؟؟؟؟
» به خدا اعتماد کن...
» خداجونم منو میرسونی؟؟
» شادی عید نوروز یا همدردی با صاحب الزمان؟؟
» خواب دختر جوان
» چادر من...دلنوشته
» لطفا این مطالب منتشر شود
» فرشتگان...
قالب برای بلاگ